سومین نشست کتابخوان کتابخانه شهید باهنر مشهد
در تاریخ 1395/06/17ساعت 10 صبح، سیصد و هفتاد و هشتمین نشست كتابخوان در محل کتابخانه شهید باهنر با اعضاء کودک کتابخانه شهید باهنر برگزار گردید.
کتابهای معرفی شده در این نشست عبارتند از :
ا- کتاب « زنگ عدالت »، مترجم: فاطمه توفیقی ، انتشارات :بوستان کتاب قم ، 1380 ،.در این مجموعه، 15قصه كوتاه برای نوجوانان گروه سنی "ج "به فارسی برگردانده شده است" .زنگ عدالت "نخستین داستان این مجموعه است .در این قصه، پادشاهی عادل برجی میسازد و بر روی آن زنگی قرار میدهد و اعلام میكند، این زنگ برای دادخواهی است و هر كس آن را به صدا درآورد، قضات باید بی درنگ به كار او رسیدگی كنند .این كار موجب برقراری عدالت و اجرای قانون میشود تا این كه، روزی، اسب پیری ندانسته و به طور اتفاقی زنگ را به صدا در میآورد، پس از تحقیقات مشخص میشود صاحب اسب بر او ظلم كرده است، او به جای نگهداری از اسب كه در جوانی بسیار به او خدمت كرده بود، اسب را رها ساخته است .از همین رو، دادگاه حكم میكند، صاحب اسب، جایی گرم و علوفهای مناسب برای حیوان فراهم می کند که توسط خانم آیناز گنجعلی ارائه گردید.
2- کتاب « توت فرنگی و روز عید »، نویسنده: سامانتا بروک ، انتشارات :فرهنگ و هنر، .1391 این مجموعهی 12 جلدی که با نام دختر توتفرنگی منتشر شده است، جهت آموزش مهارتهای زندگی به کودکان تهیه و تدوین شده است. این کتاب با تصاویر رنگی و بسیار جذاب و داستانهای مختلف، کودک شما را در یادگیری این مهارتها یاری میکند. در جلد یازدهم این مجموعه میخوانید: « صبح یک روز قشنگ بهاری، زغالاخته، همهی دوستانش را دعوت میکند تا باهم، عید سال نو را جشن بگیرند. زغالاخته، درحالیکه با دوستان خود، احوالپرسی میکند میگوید: سال نو مبارک! توتفرنگی، آلو، تمشک، لیمویی و پرتقال هم در جواب می گویند: عید شما هم مبارک!...»که توسط خانم حنانه رضایی ارائه گردید.
3- کتاب « یه قل دو قل » نویسنده : طاهره ایبد ، انتشارات :آستان قدس رضوی ، ١390 ،"در جلد اول سری«داستان های یه قل دو قل»، برای کودکان گروه سنی ب چندین قصه ی کوتاه به همراه طرح های سیاه و سفید نگارش یافته است. که جنگ و جدال قل ها در شکم مادر و به دنیا آمدن آنها و جریانات که بین آنها اتفاق می افتد را توضیح می دهد. که توسط خانم پارمیدا رجب زاده ارائه گردید.
4- کتاب « تنها زمان قادر به درک عظمت عشق است » ، نویسنده: زهرا قاسمی، انتشارات : ،1394 ،در جزيره اي زيبا، شادي، غم، غرور، عشق و ثروت و... در کنار هم زندگي مي کردند. روزي خبر رسيد که به زودي جزيره به زير آب خواهد رفت. همه ساکنان جزيره قايق هايي براي ترک کردن جزيره آماده کردند، اما عشق که دلبسته به جزيره بود مي خواست تا آخرين لحظه بماند و از بودن در کنار جزيره استفاده کند.
جزيره در حال فرو رفتن به زير آب بود که عشق از ثروت خواست تا به کمک او از جزيره خارج شود. ثروت گفت: «من مقدار زيادي طلا و جواهر داخل قايق دارم و جايي براي تو نيست» عشق همين درخواست را از غرور کرد و غرور گفت: «بدن تو خيس و کثيف شده و قايق مجلل من را کثيف خواهي کرد.» عشق به سراغ غم رفت، غم با صدايي حزن انگيز گفت: «من خيلي ناراحتم، مي خواهم تنها باشم».
شادي هم آن قدر سرگرم بود که صداي خواهش عشق را نشنيد. ناگهان صدايي سالخورده به عشق گفت: «با من بيا! قايق من هميشه براي تو جا دارد».
عشق تعجب کرد که چطور بين آن همه دوست، فرد سالخورده اي که تا به حال همديگر را نديده اند به کمک او آمده است. علت را جويا شد. فرد سالخورده گفت: «من زمان هستم، به کمکت آمدم چون تنها زمان قادر است عظمت عشق را درک کند!» که توسط خانم نادیا عبدی ارائه گردید.







كتابخانه عمومي شهید باهنر با قدمت بيش از 40 سال در فضايي به وسعت 1100 متر مربع در مجتمع فرهنگي هنري امام رضا عليه السلام واقع در پارک ملت شهرستان مشهد مقدس واقع است.